خورشید عالم تاب

شامم سیه تر است زگیسوی دلکشت خورشید من برآی که وقت دمیدن است

خورشید عالم تاب

شامم سیه تر است زگیسوی دلکشت خورشید من برآی که وقت دمیدن است

۵ مطلب با موضوع «اعتقادی» ثبت شده است

بت پرستی اعرابپسر خوبی است. کارش آرایشگری است. یک سالی می شود با او آشنا شدم. اسمش حسین است. ساعت 11 شب بود، وقتی وارد مغازه شدم نشسته بود روی صندلی و داشت با موبایلش ور می رفت. حدس زدم که دارد با کسی چت می کند. سلام و علیک کردم و گفتم وقت داری؟ درحالی که به سختی داشت از موبایل دل می کند نگاهم کرد و از دیدنم ابراز خوشحالی کرد. روبوسی کردیم و گفت کم پیدایی، نیستی؟ من هم با چهارتا جواب مربوط و نامربوط سوال هایش را پشت سر انداختم. آخر من معمولا برای کوتاه کردن موهایم پیش آرایشگر دیگری می روم.

سلام و علیکمان که تمام شد

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۴ ، ۰۸:۳۷
فلان الملک

در این خبر بخوانید. یکی از نمایندگان کنگره آمریکا از راهپیمایی مردم ایران برای خودش عصبانی شده است. او گفته حتی دمای بالای ایران [به قول خودش 100 درجه] مانع از حضور مردم در راهپیمایی روز قدس نشده است.

  • راهپیمایی روز قدس در آمریکاآنها به شدت از این قضیه ناراحت هستند که حضور پرشور مردم در خیابان ها یک نوع حمایت سیاسی از مذاکره کنندگان ایرانی بود.
  • دومین مطلبی که آنها را شدیدا ناراحت کرده است این است که آنها گمان می کردند در مذاکرات بتوانند رفتار ایران را در خصوص اسرائیل و آمریکا تغییر دهند. اما در راهپیمایی روز قدس متوجه شدند که نه تنها تحریم ها و فشارهای اقتصادی آمریکا رفتار جمهوری اسلامی ایران را تغییر نداد بلکه گرمای هوا
۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۰۷:۳۲
فلان الملک

این صدای تپش قلبم نیست در حسینیه دل سینه زنی استسال های پیشتر که تازه با سبک و سیاق هیئت های مذهبی پایتخت آشنا شده بودم و به اقتضای جوانی شیفته سبک های مداحی و سبک های روز سینه زنی شده بودم تمام فکر و ذکرم شده بود شکل عزاداری. ادا و اطوارهای سینه زدن برایم جذاب بود. تن صدای مداح مرا عجیب شیفته خود کرده بود. و در نهایت شور عزاداری و هروله و ... نهایتا اینگونه شده بود که به جز سبک های فوق دیگر عزاداری ها برایم جذابیتی نداشت. به طوری که در ایام محرم وقتی مسجد محلمان مراسم روضه می گذاشت من اصرار داشتم که در مسجد نمانم و در عوض به هیئت بروم.

یکی از این روزها که در مسجد روضه بود و هیئت هم نداشتیم پدرم گفت بیا برویم مسجد روضه دارد. گفتم نمی آیم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۴ ، ۱۲:۱۳
فلان الملک

اعلامیهجهاد و جنگ در راه خدا فقط از طریق میدان های نبرد نیست. هر کس به هر اندازه ای که می تواند باید اقدام کند. برخی با ریختن خون هایشان. برخی با انفاق اموالشان. برخی با قلمشان. برخی با امکانات رسانه ایشان. برخی با فیلم ساختن. برخی با شعر گفتن. برخی هم با نشان دادن اعتراض در انظار عمومی. مثل راهپیمایی کردن. من هم رفتم پشت وانت و پوسترها را توزیع کردم. و خیالم راحت بود که این هم یک نوع جهاد است.

خواهش های یک پدر برای گرفتن یک پرچم برای پسرش انسان را عجیب شرمسار می کند.

در آن روز وقتی دست های ملتمسانه یک دختری 7-8 ساله را دیدم شرمگین شدم. در آن روز وقتی التماس های یک پسر دبیرستانی را برای گرفتن یک پرچم و پلاکارد دیدم آنقدر حیرت کردم که

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۵۴
فلان الملک

پیش یکی از بزرگان جهاد بودیم. سردار نوعی اقدم که مستشار نظامی در سوریه است. خیلی ها از سردار خواستند که مقدمات حضور آنها در سوریه برای جهاد فی سبیل الله را فراهم کنند. معذرت خواهی کرد و گفت جهاد شما در همین جاست. همین محفل های دوستان. همین زیارت عاشورا. همین دعای کمیل. همین هیئت ها جهاد شماست. شما باید آدم سازی کنید. ما به امثال کسانی نیاز داریم که در همین هیئت ها ساخته می شوند.

گفت مشکل ما در سوریه همین است. مسلمان واقعی نداریم. گفت داریم

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۳۷
فلان الملک