
با کلی دلهره رفته بودم تهران برای مصاحبه. نتیجش خیلی برام مهم بود. شاید می تونست توی زندگی ام تغییر ایجاد کنه و شایدم شروعی می شد برای تغییر سرنوشت. پیش خودم فکر می کردم اگر اینا منو نمی خواستند این همه منو از اهواز تا تهران برای یه مصاحبه فراخوان نمی کردند. با همین فکر به خودم تسکین می دادم. اما دوباره پیش خودم فکر می کردم: درسته که اینا منو نیاز دارن ولی اگر توی مصاحبه خیط بکارم و خراب کنم ممکنه ردم کنن. دوباره با همین فکر، همه اعتماد به نفسم هری می ریخت زمین. بعضی وقتا خودم رو می زدم به بیخیالی و به خودم می گفتم بابا هرچی می خواد بشه! بیخیال! خیر همه ما دست خداست. اگر ردم کنند حتما توش یه خیری هست.
اما دوباره فکرای
مقدمه:
کانال تلویزیونی ایران فردا رو نگاه می کردم. نوری زاد مزدور که از دولت
های غربی مواجب می گیرد تا علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اراجیف بگوید مردم
فهیم و انقلابی ایران را متهم می کند به اینکه در روز 12 فروردین یک
انتخاب هیجانی داشته اند بنا بر این نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمی و
دمکراسی نیست. اما نوری زاد توضیح نمی دهد که جریان
مردمی جنبش وال استریت که خواستار تغییر نظام سرمایه داری بود چرا سرکوب
شد؟ چرا نظام های حاکم بر آمریکا و انگلیس به معرض انتخاب مردم قرار نمی
گیرد تا خواسته واقعی مردم انگلیس و آمریکا مشخص شود؟ آیا مردم این دو
مستکبر از نظام های حکومتی خود خشنود هستند؟